روزهای تنهایی

    ‌تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
                  مگر اسباب بزرگی همه اماده کنی           

بااستعانت و مدد از نیروی مطلق الله دست به قلم میشوم و چند سطری از بریده های احساس خود می نویسم و قبل از
ان از همراهی شما بزرگواران کمال تشکر و سپاس رادارم.   
همه ی ما کم‌یا زیاد تاریکی ها را تجربه نموده ایم و پس از یک دوره کوتاه یا بلند از تاریکی خارج شده و به سمت نور و روشنایی حرکت نموده ایم اما وای به حال اندسته از ما که در تاریکی وجهالت مانده ایم و هیچ حاظر به رهایی و کمک به خویشتن نمی باشیم.بنده ی حقیر نیز روزگاری دچار تاریکی شدم در ان ایام وجدان و عقل به عنوان پیامبر و راهنمای درونی را نادیده انگاشتم و باز با استعانت و یاری پروردگار به سوی کنگره و اموزشهای رهایی بخش ان روی اوردم.بله مدت زمانی طول کشید تا کنگره و پیامهای رهایی بخش ان را با عمق وجود درک کردم.اما پس از تلنگرهای پی درپی نقطه ی تحمل خودرا با تمرین و ممارست در برابر انجام ندادن ضد ارزشها بالا بردم وحالا که در اواسط سفر خود میباشم فکر میکنم که هنوز ابتدای راه هستم و بسیار مسائل و مطالبی هست که قابل یادگیری و تمرین می باشد.امید است که با کمک پروردگار و اموزشهای ارزنده کنگره از ضد ارزشهادوری جسته وبا مراقبه همواره در مسیر صراط مستقیم بمانم و این است راه سعادت و عاقبت بخیری .

با سپاس از همراهی شما بزرگواران و راهنمای عالی قدر و عزیزم خانم الهه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.